محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
97
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
دانست ؛ بلكه او بالاتر و بزرگتر از همه پديدهها است . خداوند ، نيرويى دانا و حكيم و توانا و عادل است كه مىآفريند و قانون مىگذارد و پاداش و كيفر مىدهد و دعاها را مىشنود و اگر خواست ، مستجاب مىكند . ( ليس في الأشياء بوالج و لا عنها بخارج ) خداوند با همه پديدهها است و از هيچ يك از آنها دور نيست . او ، آفريدگار و مدبر آنها است و از احوالشان آگاه است ؛ زيرا همه پديدهها به رحمت و عنايت او نيازمند هستند . اگر او لحظهاى از پديدهاى چشم بردارد ، آن پديده نيست و نابود مىشود . خداوند ذاتا از هر پديده ديگرى بىنياز است و صفاتش مانند هيچ پديده ديگرى نيست و در نتيجه از همه آنها فاصله دارد . ( يخبر لا بلسان و لهوات ) غير خداوند با زبان سخن مىگويد ؛ اما او سخن را بر زبان پيامبران برگزيده و يا هر آفريده ديگرى كه مىآفريند ، قرار مىدهد . سخن براى او همانند روزى دادن و ديگر صفات نسبى خداوند است و از صفات ذاتى نيست . شيخ محمد عبده مىگويد : « سخن گفتن نزد همه فرق اسلامى صفتى حادث براى خداوند است ؛ بهجز گروهى از حنبليان كه آن را قديم مىدانند . » « 1 » آنان مىگويند : سخن صفتى براى خداوند است و هر صفتى براى خدا بايد قديم باشد . « 2 » ( و يسمع لا بخروق و أدوات ) خداوند جسم نيست و با ابزارهاى جسمى نمىشود ؛ بلكه او از همه شنيدهها آگاهى دارد : « [ آدمى ] هيچ سخنى را به لفظ
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، محمد عبده : 2 / 122 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 13 / 82 ؛ فتح البارى : 13 / 290 .